ابو الحسن قزوينى
51
فوايد الصفويه ( فارسى )
اردلان ( 78 چ ) و شهر زور به اتفاق زمان بيگ و شكست دادن مصطفى پاشا و كشته شدن وى و تسخير قلعهء گل عنبر است . ديگر از سوانح اقبال تسخير قلعه نو احداث حله ، كه به حكم خسرو پاشا و خليل پاشا بنا كرده بودند ، به سعى رستم بيگ سپهدار ، به قصد تصرف اركان دولت ابد مدت درآمد ، و اكثر پاشايان اسير بند و زنجير گرديدند . يكى از شعراء بلاغت شعار تاريخ وقوع اين واقعه را چنين بافته است ؛ [ و ] حله آمد به دست شاه صفى [ را ] در سلك نظم كشيد . ديگر از سوانح اقبال رفتن طهماسب قلى خان به گوشمال زياده - سران اكراد محمودى و از آنجا به تاخت و تاراج [ قلعه ] اخلاط و عادلجو از [ - عادلجوز ] و غنيمت بسيار به دست آوردن و مراجعت كردن [ است ] . ديگر از واقع غريبه كشته شدن همايون خان ، والى گرجستان كارتيل ، به دست سهراب نمك به حرام است ، و كشته شدن سهراب طهمورث خان والى گرجستان كاخت [ است ] . ديگر آمدن سيد بر كه از طرف شاه جهان نزد شاهنشاه گيتى ستان از راه پرسش تعزيت خاقان فردوس مكان و رسانيدن تهنيت جلوس همايون به آستان سدره نشان « 57 » و تحف فراوان و هدايا آوردن و به نظر خاقان جهانيان رسانيدن و تحايف فراوان از نزد شاهنشاه براى شاه جهان بردن و با نامه صداقت عنوان روانهء ( 79 ر ) هندوستان [ كردن است ] ديگر از سوانح اقبال سزاى شير خان تربتى حاكم فوشنج است كه خود را ثانى شير خان سور مىدانست . دو دفعه از دست على مردان خان زيگ بيگلر بيگى قندهار شكست فاحش يافت . ديگر از سوانح اقبال شور و شر هندى ميرزا نام [ بود ] ، كه افاغنه و هنود او را پادشاهزاده مىخواندند و در جنگ شير خان افغان دستگير شده و با ديگر اسارى در قندهار بود . [ وى ] از بند رها يافته ، به اتفاق افاغنه و هنود خواست كه شهر قندهار را به تصرف در آورد . آخر الامر كار
--> ( 57 ) - سدره نشينان كنايه از ملائكه مقرب است .